نبودنتون
0:00
0:00
تنظیمکننده: مجید خان. آهنگساز: مجید خان. شاعر: مجید خان. تهیه کننده: مجید خان
دانلودمتن ترانه
خسته از روزمرگی، پاهام رو میکشیدم رو زمین
کِلید چرخید تو قفل، با یه امیدی
وارد شدم... خونه تاریک بود، سکوتِ محضه مطلق
انگار دیوارایه خونه هم، همدستِ این اتفاقِ تلخه
اتاقِ بازی خالی بود، نه خندهای، نه ردِ پااایی
همه چی سرِ جاش بود، جز شما...
خدااایی! کاش این سکوت، فقط یه کابوسِ زودگُذر بود
ولی نبوودنتون، مثلِ تبر، ریشه رو از تَنَم در آورد
دخترم، نبوودنت، مثلِ شکستنِ یه بغضِ کهنهست
پسرم، نداشتنت، مرزِ بینِ بودن و رفتنِ منه
دنیایِ من، کجایِ این نقشهِ پوچ گُم شُدید؟
شما که امیدِ من بودید، چطور از پیشم دور شُدید؟
اینجا اتاقتون ساکته، گرد و خاک نشسته رو اسباببازیهاتون
من موندم و یه پدرِ خسته، با عکسِ خندههاتون
دلم تنگه... دلم تنگِ صدایِ شماست
این خونه بدونِ شما، تهِ آخرِ خطِ ماست
میگن زمان درمانه دردِ، ولی واسه من فقط تکراره شمارشِ روزایی که حتی یه تماس هم نداره
نمیدونم چی گفتن بهتون، نمیدونم چی تو سرتونه
فقط میدونم که جایِ خالیِ شما، مثلِ یه دندونه
که از ریشه کنده شده و دردش تا مغزِ استخون میرسه
پدری که با این همه فشار، به هیچکجا نمیرسه
ولی بدونید اگه دورم، اگه دستم بهتون نمیرسه
عشقِ من به شما، تویِ رگام مثلِ نبضِ نفسه
اگه صدام برسه به گوشِتون، بدونید که زندهام
با هر خاطره، با هر یادی، دارم میجنگم
شما تنها دلیلِ موندنم، تو این دنیایِ سردید
برگردید... فقط خدا میدونه...
هنوزم هر شب، کِلید میچرخه تویِ قفل...
به امیدِ اینکه صدایِ خندههاتون بیاد...
ولی فقط سکوته...
منتظرتونم... همیشه...
کِلید چرخید تو قفل، با یه امیدی
وارد شدم... خونه تاریک بود، سکوتِ محضه مطلق
انگار دیوارایه خونه هم، همدستِ این اتفاقِ تلخه
اتاقِ بازی خالی بود، نه خندهای، نه ردِ پااایی
همه چی سرِ جاش بود، جز شما...
خدااایی! کاش این سکوت، فقط یه کابوسِ زودگُذر بود
ولی نبوودنتون، مثلِ تبر، ریشه رو از تَنَم در آورد
دخترم، نبوودنت، مثلِ شکستنِ یه بغضِ کهنهست
پسرم، نداشتنت، مرزِ بینِ بودن و رفتنِ منه
دنیایِ من، کجایِ این نقشهِ پوچ گُم شُدید؟
شما که امیدِ من بودید، چطور از پیشم دور شُدید؟
اینجا اتاقتون ساکته، گرد و خاک نشسته رو اسباببازیهاتون
من موندم و یه پدرِ خسته، با عکسِ خندههاتون
دلم تنگه... دلم تنگِ صدایِ شماست
این خونه بدونِ شما، تهِ آخرِ خطِ ماست
میگن زمان درمانه دردِ، ولی واسه من فقط تکراره شمارشِ روزایی که حتی یه تماس هم نداره
نمیدونم چی گفتن بهتون، نمیدونم چی تو سرتونه
فقط میدونم که جایِ خالیِ شما، مثلِ یه دندونه
که از ریشه کنده شده و دردش تا مغزِ استخون میرسه
پدری که با این همه فشار، به هیچکجا نمیرسه
ولی بدونید اگه دورم، اگه دستم بهتون نمیرسه
عشقِ من به شما، تویِ رگام مثلِ نبضِ نفسه
اگه صدام برسه به گوشِتون، بدونید که زندهام
با هر خاطره، با هر یادی، دارم میجنگم
شما تنها دلیلِ موندنم، تو این دنیایِ سردید
برگردید... فقط خدا میدونه...
هنوزم هر شب، کِلید میچرخه تویِ قفل...
به امیدِ اینکه صدایِ خندههاتون بیاد...
ولی فقط سکوته...
منتظرتونم... همیشه...