شکوه مرگ
0:00
0:00
متن ترانه
چگونه باید زیست میان پلیدی
وسقوط را نظاره گر بود
چگونه باید تنهایی را فهمید
وآن را لمس کرد
چگونه باید رنج کشید
دم فرو بست
صدای ناله ها در گوشم
پیش بسوی روزی بزرگ
روز با شکوه مرگ
دلی پردرد دارم از این دنیا
صدای ناله ها در گوشم
بر ویرانه های بشریت
زوزه گرگهای انسان نماست
میخوانند روزو شب
همه جا سایهٔ شوم
گرگی انسان نما
در همه جاست
میخوانند روزوشب
همه جا آنها وحشت را
میگسترانند
چگونه باید زیست میان پلیدی
وسقوط را نظاره گر بود
چگونه باید تنهایی را فهمید
وآن را لمس کرد
چگونه باید رنج کشید و دم فرو بست
صدای ناله ها در گوشم
پیش بسوی روزی بزرگ
روز با شکوه مرگ
وسقوط را نظاره گر بود
چگونه باید تنهایی را فهمید
وآن را لمس کرد
چگونه باید رنج کشید
دم فرو بست
صدای ناله ها در گوشم
پیش بسوی روزی بزرگ
روز با شکوه مرگ
دلی پردرد دارم از این دنیا
صدای ناله ها در گوشم
بر ویرانه های بشریت
زوزه گرگهای انسان نماست
میخوانند روزو شب
همه جا سایهٔ شوم
گرگی انسان نما
در همه جاست
میخوانند روزوشب
همه جا آنها وحشت را
میگسترانند
چگونه باید زیست میان پلیدی
وسقوط را نظاره گر بود
چگونه باید تنهایی را فهمید
وآن را لمس کرد
چگونه باید رنج کشید و دم فرو بست
صدای ناله ها در گوشم
پیش بسوی روزی بزرگ
روز با شکوه مرگ