فراموشی
0:00
0:00
متن ترانه
دیگه خسته شدم، بسه، از این حسِ تکراری
تو بودی عاملِ درد، نه مرهمِ بیقراری
گفتی «تا آخرش هستم»، آخرش چیشد رفتی
من موندم با یه قلب سرد، تو با یه مشتِ حرفِ پوچی
نه زنگ، نه پیام، نه حتی یه «کجایی؟»nمن رد شدم ازت، تو موندی توی تنهایی
فکر کردی برمیگردم؟ نه، پرونده بستهس
تو واسه من یه خاطرهای، اونم کمکم محو و خستهس
تو ساختی این فاصله، من ساختم خودمو
هرچی دادی غم بود، پس گرفتم حقمو
تو دنبالِ مقصر، من دنبالِ فرار
تو موندی توی دیروز، من میرم سمتِ بهار
حالا بیت میکوبه، منم میکوبم کلامو
تو باختی اعتمادو، من پس گرفتم آرامو
هرچی بود بینمون، تهش شد یه تجربه
تو دیگه آخرِ قصهای، نه اولِ مرحله
تو بودی عاملِ درد، نه مرهمِ بیقراری
گفتی «تا آخرش هستم»، آخرش چیشد رفتی
من موندم با یه قلب سرد، تو با یه مشتِ حرفِ پوچی
نه زنگ، نه پیام، نه حتی یه «کجایی؟»nمن رد شدم ازت، تو موندی توی تنهایی
فکر کردی برمیگردم؟ نه، پرونده بستهس
تو واسه من یه خاطرهای، اونم کمکم محو و خستهس
تو ساختی این فاصله، من ساختم خودمو
هرچی دادی غم بود، پس گرفتم حقمو
تو دنبالِ مقصر، من دنبالِ فرار
تو موندی توی دیروز، من میرم سمتِ بهار
حالا بیت میکوبه، منم میکوبم کلامو
تو باختی اعتمادو، من پس گرفتم آرامو
هرچی بود بینمون، تهش شد یه تجربه
تو دیگه آخرِ قصهای، نه اولِ مرحله